سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
یک

یک
قالب وبلاگ

یه سری موجود زنده (آدم که نیستند!) دور هم جمع میشن تا کشتن یک زن را ببین یا خونخواری فردی دیگر را.
افتخار میکنند که با نور و رحمت و خدا مخالفند. شبطان را می پرستند ؛ به مدل مو و لباس شون هم کاری ندارم (چون شما از من واردترید! )
به فکر فرو می روم. این ها چه جوری به اینجا رسیدهاند؟ اصلاً از کجا شروع کردند که به اینجا رسیدهاند؟
خوبش رو که بخواهی، اون ها رو بی خیال ، در مورد خودمون فکر کنیم؛ الآنِ من با اول اون ها آیا فرقی داره؟! نکنه من هم مثل ... مثل ... دیگه طاقت سوال ندارم!
ولی تا یاد هیاتمون می افتم نفس راحتی می کشم. دلم آروم می شه. خیالم راحت می شه که تا هیات هست ما هم همینجا هستیم ، در همین خط کنار همین خیمه های عزادرای.
این هیات هم نعمتی است ها!!!



موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها:
[ سه شنبه 10/8/90 ] [ 5:35 صبح ] [ علی هاشمی زاده ] [ نظر ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

علی هاشمی زاده[63]
فقط یک سرباز هستم، نه کمتر (که وظیفه ام فراموشم شود) و نه بیشتر (که مغرور شوم) !
لینک دوستان
برچسب‌ ها
()
امکانات وب